محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
129
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
گونه افراد مستضعفين مىگويند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گروهى از يارانش را به هجرت به سوى حبشه راهنمايى كرد تا از ستم و فشار كافران در امور دينىشان رهايى يابند . همچنين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گروهى ديگر از يارانش را به مدينه فرستاد كه آن را هجرت دوم مىنامند و سپس خود نيز به آنان پيوست تا آينده بهترى براى اسلام و مسلمانان فراهم آورد . 2 - مسلمانى كه احكام دين خود را نمىشناسد و كسى در محل زندگىاش نمىيابد تا آن احكام را از او بياموزد ؛ پس بر او لازم است كه براى شناخت احكام دينى مهاجرت كند و به هر جايى كه ممكن است سفر كند . بنابراين بر كسى كه به احكام خداوند آشنا است و مىتواند آنها را بهطور كامل انجام دهد ، هجرت واجب نيست و بلكه بدون هجرت از پاداش آن برخوردار خواهد شد . ( فمن عرفها و أقر بها فهو مهاجر ) كسى كه عالمى بيابد و از او دين بياموزد و به علم خود عمل كند ، پاداش مهاجران را خواهد داشت ، هرچند در خانهاش بماند . ( و لا يقع اسم الاستضعاف على من بلغته الحجة فسمعتها أذنه و وعاها قلبه ) اين بند عطف تفسير بر « من عرفها و أقرّ » است . هجرت بر گروه سومى نيز واجب است . عالمانى كه دين و احكامش را مىشناسند ، بايد براى ارشاد و آموزش ديگران به سرزمينهايى بروند كه اسلام را نمىشناسند . در اينباره در آينده بيشتر سخن گفته خواهد شد . « 1 »
--> ( 1 ) . ذيل شرح بند « ما أخذ اللّه على أهل الجهل أن يتعلّموا حتّى أخذ على أهل العلم أن يعلّموا » نهج البلاغه : قصار 478 .